جای پای یار
4- عملیات

جای پای یار

آقای حسینی از حلقه‌‌های میانی فعال در توضیح فعالیت‌های خود در شاخه‌ «عملیات» این‌گونه بیان می‌کنند:

ما در یزد هیئتی به نام «بچه‌های فاطمه (سلام الله علیها)» داریم که از دوستان قدیمی هستند و سال‌هاست که یکشنبه‌ها جلسه قرآنی برگزار می‌کنیم. در سال ۱۳۹۳ برای اولین بار با گروهی از این دوستان به پیاده‌روی اربعین رفتیم. پس از آن تصمیم گرفتیم در سال آینده کاری به جز پیاده‌روی انجام دهیم. به همین علت در هر جلسه قرآنی که در خانه یکی از دوستان برگزار می‌شد درباره راه‌اندازی موکب یا فعالیت‌های فرهنگی که می‌توانستیم انجام دهیم بحث می‌کردیم.

در آن جلسات ایده‌‌های مختلفی مطرح شد؛ از برپایی موکب تا کمک به موکبداران عراقی و... . تا اینکه یکی از دوستان بحث جمع‌آوری زباله‌ها را مطرح کرد. یکی دیگر از آنها نیز عکسی از پیاده‌روی اربعین که در شبکه‌های خارجی منتشر شده بود را نشان داد. این عکس، پیاده‌روی اربعین را از زاویه‌ای به تصویر کشیده بود که در آن تلی از زباله دیده می‌شد. به همین علت تصمیم گرفتیم در جمع آوری زباله‌ها و نظافت مسیر فعالیت کنیم. ما نام طرح را «جای پای یار» گذاشتیم، چرا که معتقدیم یکی از زائرین اباعبدالله، حضرت صاحب‌الزمان هستند و ما می‌خواستیم برویم و جلوی پای آقا را آنطور که شایسته است، نظافت کنیم.

در جلسات ما شهید محمدخانی که از دوستان دانشگاهی ما بودند هم حضور داشتند. ایشان از این طرح بسیار استقبال کردند و گفتند: «از جاهای مختلف برایتان خادم می‌آورم». اما دو سه ماه مانده به اربعین در حلب سوریه به شهادت رسیدند. به همین علت تصمیم گرفتیم  این طرح را به نیابت از ایشان اجرا کنیم.

ما در ابتدا یک گروه چهل نفره تشکیل دادیم و قبل از سفر وسایل و اقلام مورد نیاز برای جمع‌آوری زباله را تهیه کردیم؛ به این صورت که هرکدام از دوستان با هزینه شخصی خودش، لباس پاکبانی، کیسه زباله، دستکش، کلاه، جارو و خاک انداز تهیه کرد. سپس در ایام اربعین به سمت مرز حرکت کردیم. پس از زیارت به نیابت از امام رضا (علیه‌السلام) در عمود ۸۸۸ ایستادیم و کارمان را شروع کردیم.

در ابتدا برای محل اسکان دوستان دچار مشکل شدیم. چرا که اکثر موکب‌های عراقی معتقد بودند که موکبشان باید پاخور داشته باشد. یعنی زائر بیاید و برود. اما ما می‌خواستیم چند روز بمانیم. به همین دلیل دو گروه شدیم و در دو موکب اسکان یافتیم و کارمان را شروع کردیم. موکبداران عراقی روزهای اول نمی‌دانستند کار ما چیست به همین خاطر با اکراه برخورد می‌کردند. اما پس از چند روز وقتی متوجه شدند ما چند دوست هیئتی هستیم و هدفمان این است که به آنها کمک کنیم، کم‌کم با ما صمیمی شدند. به طوری که روزهای آخر غذا در دهان بچه‌هایی که جارو دستشان بود، می‌گذاشتند. 

ما در ابتدای کار حدود چهل نفر بودیم و نظافت هر عمود را به یکی از دوستان سپرده بودیم. در ادامه تعدادی از زائرانی که در مسیر بودند نیز پس از اینکه متوجه شدند ما به‌صورت داوطلبانه کار می­‌کنیم به گروه ما ملحق شدند. بعضی از آنها یکی دو ساعت، بعضی یکی دو روز و تعدادی هم تا روز آخر کنار ما ماندند و با ما همکاری کردند. روز آخر تعداد ما به حدود هشتاد نفر رسیده بود. ما شماره تماس تمام افرادی که در مسیر پیاده‌روی با ما همکاری کرده بودند را یادداشت کرده بودیم؛ از کسانی که یک نصف روز با ما همکاری کردند تا کسانی که تا روز آخر روزها در کنار ما مانده بودند. به همین علت این جرقه در ذهن ما زده شد که در سال‌های آینده می‌­توانیم از این ظرفیت‌ها استفاده کرده و طرح را گسترش دهیم. 

به این ترتیب اولین تجربه ما از اجرای طرح «جای پای یار» به اتمام رسید. پس از آن با دوستان گرد هم آمدیم و درباره چند روزی که در مسیر بودیم به گفت‌وگو پرداختیم و برای گسترش طرح برنامه‌ریزی کردیم. در ادامه کمیته‌های مختلفی از جمله کمیته جذب، کمیته حمل‌ونقل، کمیته تبلیغات، کمیته ارتباطات خارج از کشور و... را راه‌اندازی کردیم. تیم اصلی ما شانزده نفر بود و هرکدام از دوستان مسئولیت یک کمیته را بر عهده گرفت. 

برای گسترش طرح در ابتدا به تمام اعضای گروه گفتیم با دوستان و آشنایان خود در هر استان و شهرستانی که هستند ارتباط برقرار کنید و آنها را پای کار بیاورید. علاوه بر آن با انتشار پوستری در فضای مجازی نیز طرح را تبلیغ کردیم. در آن زمان فضای مجازی کمرنگ بود به همین علت ما به صورت حضوری به استان‌ها و شهرستان‌های مختلف می‌رفتیم و در برنامه‌هایی که به‌صورت عمومی برگزار می‌شد، طرح را توضیح می‌دادیم و از افراد می‌خواستیم به گروه ما ملحق شوند.

مردم استقبال بسیار خوبی از طرح کردند و ما در سال دوم با حدود هزار نفر از سراسر کشور راهی کربلا شدیم. در آن سال کار را به‌صورت تجمیعی انجام دادیم یعنی ستاد مرکزی در یزد بود و هماهنگی تمام داوطلبان از سراسر کشور را خودمان انجام می‌دادیم. این روند مشکلاتی را برای ما ایجاد کرد. به همین علت در سال سوم کار را به این صورت پیش بردیم که در هر استان و شهرستان چند سرگروه انتخاب کردیم. آنها نماینده ما در آن شهرستان بودند و هرکدام یک گروه داشتند که هماهنگی رفت‌وآمدها و فعالیت‌های مربوط به طرح جای پای یار را انجام می‌دادند.

به این ترتیب گروه‌های مربوط به طرح جای پای یار در سراسر کشور تشکیل شد؛ از شمال غرب، یعنی تبریز و زنجان گرفته تا تهران، قم، گرگان، آزادشهر، بجنورد، سرخس، مشهد، خراسان جنوبی، خراسان شمالی، اصفهان، مهاباد، خاتم، کرمان، نور رفسنجان، رفسنجان، شهربابک، شیراز، برازجان، بوشهر، سیریک و... . در این گروه‌ها افراد از اقشار و صنف‌های گوناگون از جمله پزشک، پرستار، کارخانه‌دار، کارمند، مدیرکل، فرماندار سابق، شهردار، معاون استاندار، بازاری، کارگر، قاضی، دادستان، مهندس، نانوا، آرایشگر و... حضور دارند. این افراد با هزینه شخصی خودشان می‌آیند و ما فقط سطل زباله، لباس کار، جارو و خاک‌انداز می‌بریم و در آنجا در اختیار آنها قرار می‌دهیم. کار ما کاملا مردمی پیش می‌رود؛ از نیروهای انسانی گرفته تا کامیون‌ها، همه به‌صورت افتخاری در حال فعالیت هستند.

اعضای کمیته‌های اصلی همه از یزد هستند اما هر گروه در حین هماهنگی‌های کلی که با کمیته‌ها دارد، به‌صورت مستقل عمل می‌کند. روند کار به‌طوری پیش رفته است که اگر یک سال ما از ستاد مرکزی هم کاری انجام ندهیم، دوستان از شهرهای دیگر به موکب‌ها و مقری که هر سال می‌رفتند، می‌روند و کارشان را ادامه می‌دهند. ما در هر شهرستان دو سه نفر سرگروه داریم که در طول سال نیز با آنها در ارتباط هستیم. این گروه‌ها در طول سال نیز با توجه به نیاز شهر خود به فعالیت‌های جهادی می‌پردازند.

در سال‌های اخیر با توجه به استقبال مردم، برای جذب و شناسایی خادمان سایتی تحت عنوان «جای پای یار» نیز راه‌اندازی کردیم و در آنجا افراد پس از ثبت‌نام به نزدیک‌ترین نماینده یا رابط ما در استان یا شهر خود متصل می‌شوند. علاوه بر آن ستاد مرکزی ما در عمود ۸۸۵ مشخص است و افراد می‌توانند در آنجا به ما ملحق شوند.

این تجربه متعلق به طرح «جای پای یار» با 5 تجربه ثبت‌شده می‌باشد.
مشاهده طرح
مجری طرح:
تصویر آواتار سید حسن حسینی
آقای سید حسن حسینی
5 تجربه
شاید این تجربه‌ها هم به کارتان بیاید:
خادمِ خادمان امام حسین (علیه‌السلام) خادمِ خادمان امام حسین (علیه‌السلام) 2- اقناع‌سازی
طرحی که ما برای فعالیت در ایام اربعین انتخاب کرده بودیم ممکن بود در نگاه اول، برای بسیاری از افراد، کار سختی به نظر...
شکل‌گیری شبکه خادمان اربعین شکل‌گیری شبکه خادمان اربعین 3- تیم‌سازی
ما در ابتدا با تیمی سی تا چهل نفره برای پاکسازی و نظافت مسیر اربعین عازم عراق شدیم. پس از آن در عمود ۸۸۸ ایستادیم و...
اعتمادسازی در میدان عمل اعتمادسازی در میدان عمل 2- اقناع‌سازی
در ابتدای حضور ما در مسیر پیاده‌روی اربعین برای نظافت و پاکسازی مسیر، موکبداران عراقی برای اسکان خادمان با ما همکار...
زائرانی که خادم شدند زائرانی که خادم شدند 1- شناسایی
ما در ابتدا کارمان را با گروهی از دوستان هیئتی در مسیر پیاده‌روی اربعین آغاز کردیم و به نظافت و پاکسازی مسیر پرداخت...
هر روستا، یک موکب هر روستا، یک موکب 1- شناسایی
در اربعین سال ۱۳۹۰، از مرز شلمچه تا کربلا را پیاده‌روی کردم. دیدن شور و اشتیاق مردم عراق در خدمت‌رسانی به زائران ام...