اعتمادسازی در میدان عمل
آقای حسینی از حلقههای میانی فعال، در راستای همراه کردن موکبدران عراقی از تکنیک «ایجاد عملیاتهای آزمایشی و نمونه اولیه»، «توجه به آگاهی و تجربه مشترک»، «همراه شدن با روایت مخاطب» استفاده کرده و اینگونه بیان میکنند:
در ابتدای حضور ما در مسیر پیادهروی اربعین برای نظافت و پاکسازی مسیر، موکبداران عراقی برای اسکان خادمان با ما همکاری نمیکردند. وقتی به آنها میگفتیم قصد داریم چند روز بمانیم، مخالفت میکردند و دوست داشتند که موکبشان حالت پاخور داشته باشد یعنی زائران برای استراحت بیایند، چند ساعت یا نهایتا یک روز بمانند و بروند. اما ما میخواستیم چند روز بمانیم. در ادامه ما دو گروه شدیم و در دو موکب اسکان یافتیم و کارمان را شروع کردیم. هرکدام از دوستان مسئولیت نظافت یک عمود را بر عهده داشتند. ما تلاش میکردیم در حد توان زبالهها را جمع کرده و اطراف مواکب را تمیز نگه داریم.
روزهای ابتدایی موکبداران عراقی فکر میکردند ما از طرف شهرداری یا سازمان خاصی هستیم به همین علت با اکراه با ما برخورد میکردند. اما پس از چند روز وقتی نتیجه کار ما را دیدند و متوجه شدند ما چند نفر دوست هستیم و آمدهایم کاری انجام دهیم و کمکحال آنها باشیم کمکم با ما همراه شدند. ما به آنها میگفتیم: شما مسئولیت پذیرایی و اسکان زائران را بر عهده دارید و ممکن است فرصت نداشته باشید موکب و اطراف آن را نظافت کنید؛ ما این کار را انجام میدهیم.
علاوه بر آن ما در جهت همراه کردن موکبداران برای آنها توضیح میدادیم که اینجا مسیر انبیاء (علیهمالسلام) است و حضرت صاحبالزمان (عجّلالله) از این مسیر عبور میکنند و ما آمدیم این مسیر را تا جایی که وسعمان میرسد، نظافت کنیم. محبت و اعتقاد به اهل بیت نقطه مشترکی بود که ما را به هم پیوند میداد. کار طوری پیش رفت که آنها خیلی با ما صمیمی شدند؛ بهطوریکه وقتی بچهها دستکش به دست داشتند و مشغول فعالیت بودند، با دست خود غذا در دهان آنها میگذاشتند.
در سالهای بعد نیز ما تلاش کردیم به همراه گروهها چند مترجم ببریم تا بتوانیم بهتر با آنها ارتباط برقرار کنیم. به دوستان توصیه میکردیم در کنار فعالیت اصلی خود، به موکبدار و مراسمی که برگزار میکرد نیز کمک کنند. ارتباط و صمیمیت ما با موکبداران عراقی تا جایی پیش رفت که در سالهای بعد حدود ۷۳ نفر از موکبداران به ایران آمدند و در برنامهای که تدارک دیده شده بود، شرکت کردند.