مشاغل خانگی آتین
خانم ایمانی از حلقههای میانی فعال، در توضیح فعالیتهای خود در شاخه «عملیات» اینگونه بیان میکنند:
اولین تجربه من از کار در خانه با نقاشی روی تخممرغ شروع شد. چند ماه مانده به عید، چهل عدد تخممرغ خریدم و در اوقات فراغتی که بعدازظهرها داشتم، روی آنها نقاشی کشیدم تا در عید نوروز به بچههای فامیل هدیه بدهم. همسرم تعدادی از تخممرغهای نقاشیشده را به محل کارش برد تا به همکارانش نشان دهد. آنها از این طرح استقبال کردند و هرکدام چند عدد سفارش دادند. به این ترتیب با همراهی همسرم حدود هزار تخممرغ را نقاشی کردیم و فروختیم.
سال بعد نقاشی روی دانه گیاهی به نام «بلادر» که قدیمیها آن را به عنوان «قرص کمر» میشناسند، انجام دادم و با آن جاسوییچی درست کردم. پس از مدتی جاسوییچیها را به همراه نقاشیهایی که روی سفال و ویترای انجام میدادم در نمایشگاههای محلی، ملی و بینالمللی نیز ارائه دادم. این کار باعث دیدهشدن محصولات و جذب مشتری میشد. در یکی از این نمایشگاهها کسی آمد و گفت از این جاسوییچیها هر تعداد که تولید کنید، من خریدار هستم.
وقتی کار با استقبال و سفارش بالا مواجه شد، دوستان، آشنایان، همسایهها و افرادی که علاقهمند به کار هنری بودند را دعوت به کار کردم. خانمها برای ورود به این کار و اشتغال در آن نیاز به مهارت خاصی نداشتند. بیشتر افراد در حین کار آموزش میدیدند. به این ترتیب مجموعه تولیدی کوچکی در خانهها راهاندازی شد و خانمها میتوانستند در وقت آزادی که داشتند، کار کنند و درآمد داشته باشند. پس از مدتی فعالیت، با ورود مواد چینی، ما مشتریمان را از دست دادیم و کار خوابید.
پس از چهار ماه بلاتکلیفی کار با رزین را شروع کردم. این ماده در ابتدا ناشناخته بود. بهسختی مواد اولیهاش را پیدا کردم و نمونههای اولیه از چند محصول را تولید کردم. سپس خانمها و کسانی را که علاقه داشتند، دوباره دعوت کردم و کارمان را شروع کردیم. ما از وسایل خیلی ساده، ارزان و در دسترس مثل پوست گردو، انار تزئینی کوچک، صدف و... محصولاتی مانند جاسوییچی، جعبه تزئینی، نشانگر کتاب و... تولید میکردیم.
با همراهی و همکاری بانوان تولیدات ما کمکم تنوع بیشتری پیدا کرد و تاکنون ما حداقل دویست قلم کالا در تیراژ بالا تولید کردهایم. برای مثال، در سال گذشته حدود ده هزار جاسوییچی گردو تولید کردیم. در محصولات دیگر مثل گیره روسری که با رزین تولید میشود نیز چهل هزار عدد فروش داشتیم. ما طرح و ایدههای مختلفی را پیاده میکردیم و وقتی مورد استقبال مخاطب قرار میگرفت، تعداد بیشتری تولید میشد.
پس از رونق گرفتن کار، برای پیدا کردن نیروهای جدید از معرفی اعضای مجموعه، آگهی روزنامه و بعدتر آگهی در دیوار هم استفاده کردم. با بیشتر شدن نیروها، سعی کردم کار به خودم وابسته نماند. افراد باتجربهتر را مسئول کردم تا کار را تحویل بگیرند، بین اعضای گروه خودشان توزیع کنند و بعد از انجام کار، آن را جمعآوری کرده و به ما تحویل دهند. به این ترتیب، هر نیروی باتجربه بهمرور تبدیل به یک سرگروه شد و از ظرفیت اقوام، دوستان و همسایههای خودش برای تشکیل تیم استفاده کرد. امروز ۲۳ تیم در این مجموعه فعالیت میکنند و حدود ۵۰ نفر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم در این شبکه مشغول هستند.
در این مسیر، افراد فقط نیروی تولید نبودند؛ تلاش کردم به آنها فرصت یادگیری، تجربه و خلاقیت بدهم. نیروها در کنار کار، مهارتهای جدید را با آموزش، مطالعه، استفاده از اینترنت و آزمونوخطا یاد گرفتند و بعضی از آنها در کنار مهارت اصلی خود، تواناییهای تازهای پیدا کردند. حتی برخی نیروها بعد از چند سال تجربه، خودشان تیم تشکیل دادند و تعدادی نیز به فعالیت مستقل و راهاندازی کارگاه رسیدند.
به این ترتیب، کاری که از یک فعالیت کوچک خانگی شروع شده بود، با شناسایی و همراهسازی افراد، آموزش و توانمندسازی، واگذاری مسئولیت و تشکیل تیمهای محلی، به یک شبکه تولیدی گسترده تبدیل شد؛ شبکهای که امروز با ۲۳ تیم، حدود ۵۰ نیروی مستقیم و غیرمستقیم و سفارشهای تیراژ بالا، علاوه بر تولید محصول، برای زنان مختلف زمینه اشتغال و نقشآفرینی فراهم کرده است.