نوجوانان در میدان
آقای عسکری در ایام جنگ رمضان تلاش کردند با همراهی تیمی که در لیگ جت داشتند به نقشآفرینی در سطح شهر خود بپردازند و دوستان خود را نیز به فعالیت و نقشآفرینی ترغیب کنند، ایشان درباره جزئیات فعالیتهای خود اینگونه بیان میکنند:
دو سال قبل بود که آقای ساعی، مربیمان، من و چهار نفر دیگر از دوستانم را در «لیگ جت» ثبت نام کردند. در ابتدا همراه با تیمی که تشکیل داده بودیم، در مدرسه فعالیتهایی فرهنگی مثل روایتگری «منطقه ما» را انجام میدادیم. در ایام جنگ ۱۲ روزه با طرح «روا (رهبران واقعی انقلاب) آشنا شدیم. پس از آشنایی با این طرح، فعالیتهای فرهنگی را علاوه بر مدرسه در سطح شهر نیز دنبال کردیم و با پایگاه و مساجد محله همکاری داشتیم.
پس از مدتی فعالیت به جنگ رمضان رسیدیم. در این جنگ ابتدا با گروهمان، جلسهای در گلزار شهدا برگزار کردیم و درباره فعالیتهایی که میتوانستیم در این ایام انجام دهیم به گفتوگو پرداختیم. از بین ایدههای مختلفی که برای نقشآفرینی داشتیم پخت نان محلی را انتخاب کردیم. تصمیم گرفتیم موکب کوچکی در سطح شهر برپا کنیم و نانها را در آنجا توزیع کنیم.
در ابتدا با همکاری یکدیگر و با استفاده از پول تو جیبیهایمان وسایل پخت نان را تهیه کردیم و از مادرانمان خواهش کردیم که در پخت نان کمک کنند. سپس نان و شیرینیهای آماده شده را با برچسبهای کوچکی که حاوی متن بیعت با رهبرمان بود، بستهبندی کردیم. در ادامه موکب کوچکی را در سطح شهر برپا کردیم و با انتشار پوستری که یکی از بچهها طراحی کرده بود، از مردم دعوت کردیم به موکب ما بیایند.
پس از برپایی موکب، علاوه بر مشارکت مردم در تأمین هزینهها، بسیاری از دانشآموزان و دوستانمان نیز علاقهمند به فعالیت و نقش آفرینی در ایام جنگ شدند. آنها میگفتند میخواهیم مانند شما موکب برپا کنیم، ما نیز آنها را در مسیر برپایی موکب راهنمایی میکردیم. پس از گذشت چند شب آنها نیز در گوشه و کنار شهر موکب خودشان را برپا کردند و فعالیتشان را شروع کردند.
به این ترتیب ما تلاش کردیم علاوه بر اینکه خودمان به نقشآفرینی میپردازیم، نوجوانان دیگر را نیز به نقشآفرینی در این ایام تشویق کنیم. البته کار ما به برپایی موکب نیز ختم نشد و در کنار آن تلاش کردیم فعالیتهای رسانهای مثل پلاکارد نویسی، اکران فیلم و دیگر فعالیتها را نیز با همراهی تیمی که تشکیل داده بودیم انجام دهیم.