موکب سلامت
خانم شیخلو از حلقههای میانی فعال، در توضیح فعالیتهای خود در شاخه «عملیات» اینگونه بیان میکنند:
در روزهای ابتدایی جنگ رمضان، ما هم مانند همه مردم در تجمعات شرکت میکردیم. پس از مدتی به این فکر افتادم که فقط شرکتکننده نباشیم و کاری انجام دهیم. با توجه به اینکه پرستار بودیم و در حوزه درمان فعالیت میکردیم، به این نتیجه رسیدیم که یک موکب سلامت راهاندازی کنیم.
برای برپایی موکب، ابتدا با افرادی که در راهاندازی موکبها فعال بودند و همچنین مسئولان و فرماندهان گفتوگو کردیم. آنها گفتند مجوز برپایی موکب را میدهیم، اما تأمین امکانات بر عهده خودتان است.
برای تهیه امکانات موکب، از خیّرین و بزرگوارانی که در هلال احمر بودند کمک گرفتیم. به این ترتیب سازه، پوشش موکب و وسایل مورد نیاز از جمله میز، صندلی، داروهای مورد نیاز و سایر تجهیزات تهیه شد. علاوه بر آن، دوستان نیز هر وسیلهای که داشتند مانند فشارسنج و... را برای راهاندازی موکب آوردند.
هسته اولیه ما از دوستان پرستار و پزشک شکل گرفت که در تجمعات حضور داشتند. بعد از راهاندازی موکب و نصب تابلوی آن، پزشکان و پرستارانی که در تجمعات شرکت میکردند، خودشان به ما مراجعه میکردند و برای همکاری اعلام آمادگی میکردند. بعضی از آنها میگفتند بهجای اینکه فقط در تجمع حضور داشته باشیم و پرچمگردانی کنیم، میتوانیم چند روز در هفته اینجا شیفت بایستیم و از تخصصمان برای خدمت به مردم استفاده کنیم. استقبال نیروهای کادر درمان طوری بود که بعضی شبها دو یا سه پزشک و چند پرستار در موکب حضور داشتند. پس از گذشت چند شب، برای حضور نیروها برنامهریزی کردیم تا فعالیتها منظمتر پیش برود.
در ادامه، سه روز در هفته پزشکان متخصص، از جمله روانپزشک، متخصص قلب و عروق و... نیز در موکب حضور پیدا میکردند و به مردم خدمت ارائه میدادند. ما برای شناسایی پزشکان متخصص، فراخوان منتشر کردیم و از آنها دعوت کردیم که برای خدمت به مردم در موکب حضور پیدا کنند. آنها نیز متناسب با زمانی که میتوانستند، برای همکاری اعلام آمادگی کردند.
در موکب سلامت، خدماتی مانند کنترل فشار خون، ویزیت پزشک، پانسمان و ارجاع بیماران به متخصص انجام میشد. در ابتدای راهاندازی موکب، خودم هر شب حضور داشتم و هماهنگی و مدیریت آنجا را انجام میدادم. اما بهمرور، دوستان خودشان کارها را به دست گرفتند و بدون وابستگی به حضور من، فعالیتها را پیش بردند.
بعد از راهاندازی موکب سلامت، چند موکب دیگر هم در مسیر تجمعات برپا شد. هر گروه متناسب با توانایی و تخصص خودش وارد میدان شد و برای خدمت به مردم کاری انجام داد. برای مثال، روبهروی موکب ما یک موکب کتابخوانی راهاندازی شد. این اتفاق برای ما جالب بود؛ چون نشان میداد هر کسی میتواند با استفاده از تخصص و توانایی خودش در این حرکت مردمی نقش داشته باشد.